رولت روسی





سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۳ 
به گمونم بزرگترين توهينی که آدميزاد به شعور خدا کرده،کرم ضدآفتابه

پاورقی ۱:خوش ندارم کسی بياد از لايه ی اوزن و سوراخش حرف بزنه
پاورقی ۲:يه چيزايی رو به گمونم تا عمر دارم فراموش نميکنم.دلم برای همه ی کتابايی که دورشون کاغذای رنگی میپیچن مسيوزه.دلم برای بچه هايی که کيف مدرسشون نوئه هم همينطور.يه احساسی داشتم از وقتی که دبستانو تموم کردم تا وقتی که بميرم ميدونم ادامه داره.هیچ وقت يادمه از خريد رخت و لباس عيد و مدرسه خوشم نميومد.دوس نداشتم کتابامو جلد کنم.هميشه يه ماهه اول با ناخون رويشونو خط ميکشدم.بعد با نوک انگشتام روی صفحه ی کتاب که نه نايلونی بود و نه کاغذی دست ميکشيدم.بزرگ شديم و ديگه هیچ وقت از اينکه معلممون سيگاريه غصه دار نميشيم.همون معلم کلاس پنجممون که برات گفتم.آقای حصاری.صبح به صبح قبل از شروع کردن درس ميومد تک تک بچه هارو وارسی ميکرد که ببينه ديشب مسواک زدن يا نه.يادمه جزو اولين کسايی بود که بدون اينکه ازش بترسم به حرفش گوش ميدادم.يه روز آخرای سال بود.وقتی رفتم پای ميزش نمره ی امتحانمو ببينم سرک کشيدم توی جيب پيرهنش که قلمبه شده بود.وقتی پاکت سيگارو ديدم وارفتم.خودش فهميد.برام عادی شده که آدما رو ناقص ببينم.کناراومدن با خودم سخت تر از اينه تا بخوام يه نفرو همه جوره قبول داشته باشم.دوسه تان اون آدمايی که از بودن باهاشون تا خرخره احساس هیجان ميکنم(داری ميشمری!؟يعنی هنوز شک داری که تو با همه فرق داری؟)ميدونی!؟به نظرم همه ی آدما به هم بدهکارن.همه بايد نسبت به هم احساسا مسئوليت داشته باشن.آقای حصاری(هنوز نتونستم بگم حصاری!)حق نداشت سيگاری باشه.حق نداشت هرشب پنج دقيقه منو دم اينه ميخکوب کنه.آخ که اگه دولا بشی همه ازت سواری ميگيرن.هرچقد آروم تر و سربه زير تر باشی آدمايی که سوارت ميشن بيشترن.اگه خوب رفتار کنی و ساده به نظر برسی همه دنبال عيب و ايرادت ميگردن.ولی اگه پررو باشی و نمک نشناس نشون دهنده ی اعتماد به نفسته.
پاهام درد ميکنه.دستامم دوباره شروع کرده به زخم شدن.يه معنی داره.هوا داره سرد ميشه.دلم اون روزو خواست که توی پارک قورباغه تو برفا دراز کشيديم با بچه ها.رد تن من تو برفا از همه گنده تر بود.اثری که آدمای بزرگ ميزارن بزرگه.اگه من خودمو،تورو يا همه ی آدمای دوروورمو بدون اينکه تاثيری روشون بزارم از کنارشون بگذرم گناهکارم.گناه يعنی آمادگی داشتن برای مجازات شدن.اين يعنی ناخالصی روان.يعنی شيشه خورده داشتن.اااااه دارم چرند ميگم.
بايد باهات حرف بزنم.وقتی که ساکت ميشی يعنی منتظری که چيزی بشنوی.خودم بلدم!
Comments()

  ۳:٠۸ ‎ب.ظ|| سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۳ ||Russian Roulette   


امرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
دی ٩٤
آذر ٩٤
خرداد ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
تیر ٩۳
اردیبهشت ٩۳
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
دی ٩٠
آذر ٩٠
مهر ٩٠
امرداد ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳